کد مطلب: 189747
تاریخ انتشار : يکشنبه ۲۰ ارديبهشت ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۶
جنگ در ایران تنها یک تقابل نظامی در جغرافیای خاورمیانه نیست؛ این نبرد، رگهای حیاتی اقتصاد جهانی را هدف قرار داده و نقشهای جدید از «برندگان و بازندگان» ترسیم کرده است. از بنادر تاریک آسیا تا کارخانههای تحت فشار اروپا، همگی نشان میدهند که امنیت انرژی همچنان قلب تپنده سیاست بینالملل است و انسداد شریانهای خلیج فارس میتواند موازنه قدرت را میان ابرقدرتها جابهجا کند.
به گزارش
ایران خبر،تحولات اخیر و اختلال در امنیت دریانوردی در تنگه هرمز، بار دیگر ثابت کرد که جهان علیرغم تمام ادعاها در مسیر گذار به انرژیهای نو، هنوز به زنجیرهای طلای سیاه وابسته است. بر اساس تحلیل نشریه فارن پالیسی، این بحران بیش از آنکه یک تنش منطقهای باشد، یک «شوک سیستماتیک» به نظم جهانی است.
اروپا و آسیا؛ در تله ناترازی
بزرگترین شوک این کارزار متوجه اروپا و جنوب شرق آسیا شده است. قاره سبز که هنوز زخمهای بحران انرژی ناشی از جنگ اوکراین را بر تن داشت، اکنون با جهش قیمت گاز و نفت، با خطر رکود تورمی جدیدی روبهروست. در آسیا نیز، اقتصادهای در حال توسعه چون پاکستان و بنگلادش، با واقعیت تلخ سهمیهبندی سوخت دستوپنجه نرم میکنند؛ موضوعی که نشان میدهد وابستگی به مسیرهای سنتی انرژی، پاشنه آشیل امنیت ملی این کشورهاست.
سوداگران بحران؛ از مسکو تا مجتمعهای نظامی
در میانه این تلاطم، برخی بازیگران از وضعیت موجود منتفع شدهاند. روسیه با بهرهگیری از قیمتهای نجومی نفت، توانسته است تا حد زیادی اثر تحریمهای غرب را خنثی کرده و درآمدهای ارزی خود را احیا کند. در کنار صادرکنندگان کالا (Commodities) در آمریکای لاتین و کانادا، غولهای صنایع دفاعی و شرکتهای چندملیتی نفتی نیز سودهای کلانی را از بابت افزایش ریسکهای امنیتی و قیمت پایه سوخت ثبت کردهاند.
چین و آمریکا؛ مدیریت لبه پرتگاه
واکنش دو ابرقدرت جهان به این بحران، درسهای مهمی دارد. ایالات متحده به لطف انقلاب نفت شیل، اگرچه از نظر فیزیکی با کمبود سوخت مواجه نیست، اما فشار تورمی ناشی از بنزین گران، ثبات داخلی و آرای عمومی را تهدید میکند. در مقابل، چین اگرچه واردکننده بزرگ نفت است، اما به دلیل سرمایهگذاری استراتژیک بر خودروهای برقی و انرژیهای تجدیدپذیر طی دهه گذشته، تابآوری حیرتانگیزی از خود نشان داده است. این بحران شاید در بلندمدت، جایگاه چین را به عنوان رهبر فناوریهای پاک تثبیت کند.
فرجام سخن: گذار اجباری یا بازگشت به فسیلها؟
جنگ ایران جهان را بر سر یک دوراهی قرار داده است. از یک سو، نیاز فوری به سوخت باعث شده برخی کشورها به سمت زغالسنگ بازگردند که یک عقبگرد زیستمحیطی است. اما از سوی دیگر، ناامنی مسیرهای دریایی چون هرمز، ضرورت «استقلال از سوختهای فسیلی» را از یک شعار فانتزی به یک «الزام امنیت ملی» تبدیل کرده است.
در نهایت، این بحران نشان داد که امنیت انرژی، دیگر صرفاً یک موضوع اقتصادی نیست؛ بلکه ابزاری برای بازتعریف نفوذ سیاسی در قرن بیست و یکم است. جهانی که امروز از جنگ ایران متأثر شده، فردا ناگزیر خواهد بود تا برای بقای خود، پیوندهای وابستگی به مسیرهای پرخطر انرژی را از نو تعریف کند.