اختصاصی ایران خبر/
تجاوز به یمن،ریاض به دنبال تشکیل ناتوی عربی
علی نقدی
23 فروردين 1394 ساعت 17:08
عربستان ، در مواجه با کوچکترین تهدیدات ، وابسته به اقدامات حمایتی آمریکا است . آنان سعی میکنند با حفظ روابط با امریکا و با تهدیدآمیز جلوهدادن سیاستهای منطقهای ایران، پادشاهی خود را حفظ نمایند. امریکا نیز نشان داده است در مقاطع بحرانی و تهدید منافع، حمایت خود را از دیکتاتورهای عربی بر میدارد، که مثال آن درباره حسنی مبارک روی داد.
پس از بیانیه لوزان که با نگرانی عربستان و کشور های حوزه خلیج فارس همراه بود ، آمریکا در پی ایجاد نوعی موازنه قوا در منطقه است.
با توجه به تغییر سیاست های منطقه ای امریکا و چرخش به سمت شرق آسیا ، که نشات گرفته از عدم موفقیت در مداخلات مستقیم نظامی نظیر عراق و افغانستان و همچنین خستگی ارتش و مشکلات اقتصادی ، تصمیم به واگذاری خاورمیانه به بازیگران منطقه ای و تشکیل ائتلاف های منطقه ای ( نظیر ائتلاف صوری علیه داعش ، ائتلاف عربی علیه یمن و به زودی ائتلاف سعودی ترکی مصری برای ایجاد منازعات رادیکال فرقه ای) با هدف در دست داشتن خاورمیانه بصورت مدیریت از راه دور و عدم مداخله ی مستقیم در منازعات میباشد.
امریکا با توجیه اینکه بازیگران منطقه ای به جغرافیای منطقه واقف هستند و روابط فرقه ای مذهبی را به خوبی میدانند، هم پیمانانش را در عملیات های نظامی تنها گذاشته و فقط آنها را در کمک های اطلاعاتی و لجستیکی همراهی میکند.که همین امر باعث ناقص ماندن عملیات های نظامی در منطقه و موجب شکست پیش از موعد خواهد شد.
اوباما به جهت کنترل افکار عمومی امریکا و عملیشدن شعارهای تبلیغاتی اش در پایان دادن به مداخلات نظامی در خاورمیانه از یک طرف ، و از طرفی تطمیع هم پیمانان منطقه ای اش (نظیر سعودی و رژیم صهیونیستی) که در ماه های اخیر به دلیل مذاکره و اعلام بیانیه مشترک با ایران ،مدام اعلام نارضایتی میکردند ، با حیله گری ،تغییر تاکتیک داده و ضمن مدیریت از راه دور به جهت اثبات برادری خود به همپیمانان ،دستور آغاز تجاوز به یمن را به سعودی صادر میکند.
آمریکا امید دارد که با حمایت از اقدامات شورای همکاری خلیج فارس در یمن باعث جلب حمایت اعضای این شورا از اقدامات آمریکا در عراق و سوریه خواهد شد.
با توجه به اینکه که ایران نفوذ خود را با عملیات آزادسازی گروگان خود در ماه گذشته نشان داد،سعودی در این فکر است که ایران پس از تاسیس دو مرکز نفوذ در مدیترانه (حزبالله در لبنان و حماس در نوار غزه)، به دنبال موقعیتی مشابه در یمن است تا از این طریق بتواند نفوذ خود را در دریای سرخ افزایش داده و ابزار فشاری بر عربستان از ناحیه جنوب غربی به دست آورد.
شورای همکاری خلیج فارس و با مدیریت آمریکا فاقد این توانمندی هستند در عملیات زمینی، انصارالله را شکست دهند. آنها قطعاً میتوانند آسیبهایی وارد کنند اما نمیتوانند موازنه قدرت در داخل یمن را تغییر دهند. با شکست حملات هوایی - که روز به روز نزدیک میشود- و آنها وارد عملیات زمینی شوند.طولانی شدن زمان عملیات سعودی ، سبب میشود که ریاض بر متجاوز بودن تحلیل رود این کار منجر به فرسایش منابع مالی،منابع نظامی و ارادهی سیاسی آنها خواهد شد.
موانع انصار الله در پاسخ قاطع به ریاض
غرب مدام تبلیغات میکند که مردم در بین انصارالله نیستند و فقط یک قبیله اند.سعودی با حوثی ها میجنگدو بدنبال پیگیری دمکراسی و نظام مشروع است
یکی از موانع انصارالله این است که حمله به عربستان نوعی تهاجم به مکه و مدینه به شمار میرود.
با اینکار سعودی ها با ایجاد پروپاگاندای رسانه ای و سر دادن فریاد وا اسلاما و با تیتر کردن "حمله ی شیعیان به قبله ی مسلمین " سعی در یارگیری بیشتر از بین کشور های سنی مذهب ، به جهت بره برداری برای ایجاد درگیری های فرقه ای شیعه و سنی خواهد شد.و هجمه ی سنگین سیاسی نظامی دینی ، به یمن وارد میشود.
انصار الله با عدم پاسخگویی نظامی مدرن ،و بهره برداری رسانه ای که ما تجاوزگر نیستیم ، میتواند اجماع جهانی را به سمت پذیرش قیام ملت یمن سوق دهد.
اگر انصارالله بخواهد مستقیما به مقابله با سعودی ها بپردازد،مخلفان داخلی( طرفداران منصور ، ﺣﺮکة اصلاح (اخوان) و القاعده ) با ایجاد سه جبهه جنگ، باعث فرسایش و عدم موفقیت انصارالله میشوند.انصارالله با استراتژی بومی خود، اول پاکسازی درون خود با دقت انجام میدهد.و با ایجاد آگاه سازی افکار عمومی داخلی ،در صدد است معارض بودن "حرکه اصلاح" را ثابت کند.و همچنین برای سرکوب القاعده برنامه ریزی کند که این کار مانع از ایجاد چند پایتختی شدن و تجزیه کشور ، توسط آنها میشود.
اعضای دیگر ائتلاف عربی به شدت درگیر مشکلات سیاسی داخلی هستند که همه ی اینها میتواند بهانه ای باشد تا مخالفان داخلی این کشور ها در اولین فرصت هزینه کنند و سران این کشور ها با توجه به این مساله به دنبال راه فراری هستند که از باتلاقی که سعودی ایجاد کرده ، رهایی یابند.
خودداری انصارالله از پاسخ قاطع به ریاض ، باعث نمایان شدن ذات اصلی عربستان است و در پی این حملات ائتلاف عربی امریکایی ، وحدت انصارالله ،ارتش و گروه های مختلف داخلی روز به روز بیشتر میشود.
مداخله در یمن یکی از آن موقعیتهایی است که آمریکا باید شرکای خود را محدود کند. دخالت بیشتر سعودی در یمن ، امنیت و ثبات پادشاهی تازه تشکیل شده ی عربستان را در میانمدت و بلندمدت به خطر میاندازد. منافع عربستان و آمریکا اقتضا میکند که آمریکا بعد از اینکه خودش طرح تجاوز به یمن را به ریاض داده است تا برادری اش را به هم پیمانانش در منطقه ثابت کند، این کشورها ( ریاض و ائتلاف) را قانع کند که به جای آنکه مداخلهی نظامی خود را افزایش دهند، دست از مداخله بکشند.
موقعیت شیعیان عربستان
صدور حکم اعدام آیتالله نمر بزرگترین محرک گسترده شدن قیام شیعیان و متحد شدن بیش از پیش آنهاست. همچنین حمله به حسینیه شیعیان در احساء و شهادت چند نفر تظاهرات را شدت بخشیده و شرق عربستان برای قیام همهجانبه آماده میکند . این عوامل میتواند پازل انقلاب در عربستان را تکمیل و تهدید بزرگی را برای سعودی ها باشد.
تأثیر قیام شیعیان یمن بر عربستان
انقلاب یمن نویدبخش قیامی در بین شیعیان عربستان است. در شرایط کنونی حوثیها توانستهاند شرایط یمن را به نفع خود تغییر دهند. این مسئله میتواند تأثیرات زیادی بر شیعیان عربستان بگذارد. چراکه در عرصه بینالملل جنبشها و قیامهای همسطح همواره از شکست یا پیروزی یکدیگر تأثیر میپذیرند.
شیعیان اسماعیلی و زیدیها در جنوب عربستان ساکن هستند و این مناطق به مناطق شیعهنشین یمن نزدیک است. این جمعیت و مناطق الشرقیه بهصورت مستقیم میتوانند تحت تأثیر قیام حوثیهای یمن قرار بگیرند.
نقش ایران
اظهار نظر «شیمون پرز»، جالب است که گفته بود: «دیر یا زود جهان میبیند که ایران سعی دارد همه خاورميانه را به چنگ بیاورد»، همچنین پس تجاوز آمریکا به عراق، این تصور برای سران عربی بوجود آمد که تغییر رژیم در عراق و افزایش نفوذ مقاومت حزبالله و حماس در لبنان و فلسطین، به توسعه قدرت تهران منجر شده است. آنها تلاش کردند نفوذ خود را در عراق، لبنان و فلسطین و خلیج فارس در برابر ایران موازنهسازی کنند. این رویکرد، برخاسته از یکجانبهگرایی آمریکا بوده و متأسفانه کشورهای عربی منطقه نیز به دلیل وابستگی ساختاری به امریکا، در نقش بازیگران اصلی موازنهسازی علیه ایران وارد عمل شدند. ایران خواستار خروج قدرتهای فرامنطقهای به خصوص آمریکا از خلیج فارس است و معتقد است باید نوعی ترتیبات امنیتی بومی، به کمک بازیگران منطقهای ایجاد نمود. اما سران عربی ، از حضور آمریکا استقبال و با در اختیار گذاشتن پایگاه و امکانات ، بسترهای لازم را برای دخالت در منطقه فراهم میکنند.
اما آنچه فارغ از دشمنیهای جبهه ارتجاع منطقه آشکار است، برتری منطقهای جمهوری اسلامی و گسترش کنشگری آن در تحولات منطقه میباشد. به گونهای که امروز، جبهه مقاومت با محوریت ایران در عین محبوبیت اجتماعی ، اکثریت جغرافیای سیاسی منطقه را نیز در اختیار دارد. این سوال مطرح میشود که کشورهایی که خود را در زیر چتر امنیتی آمریکا میدانند و همواره در هراس بی مورد از جمهوری اسلامی هستند، آیا موفق به افزایش امنیت ملی و ثبات سیاسی شده اند؟ آیا امروز، عربستان که درگیر مشروعیت نظام پادشاهی است و در جنوب خود درگیر انقلاب یمن است و در بحرین نیز به زور سرکوب ، توانسته حکومت آل حمد را نگه دارد، در وضعیت امنیتی بهتری نسبت به سالهای ابتدای پیروزی انقلاب ایران است؟ آیا سعودی که تروریستهای صادراتی آن در حال قتل عام بیگناهان در عراق و سوریه هستند ، مرتبه جهانی بالاتری نسبت به قبل دارد؟
پاسخ به این سوالات در این است که رویکردهای سیاست امنیتی کشورهای مرتجع منطقه، در دشمنی با جمهوری اسلامی، نه تنها کارآمد نبوده بلکه باعث ارتقا جایگاه منطقهای ایران شده است.
کد مطلب: 26393
آدرس مطلب: https://www.irankhabar.ir/fa/doc/note/26393/تجاوز-یمن-ریاض-دنبال-تشکیل-ناتوی-عربی